Who is Addict?

[:en]

ساختار اصلی اعتیاد تشکیل یافته از وسوسه و اجبار.
در دوران اعتیاد فعال هر یک از ما سه مرحله را طی کردیم.
آشنایی با مواد
میل به افزایش
اجبار به مصرف
مواد در مرحله اول آشنایی همانند خدمت کاری نزد ما بود. اما طولی نکشید که در اثر افراط در لذت و مصرف روز به روز به مقدار مصرفمان و مقدار دفعات مصرفمان افزوده شد تا اینکه در مرحله سوم اجبار به مصرف قرار گرفتیم. آنجا بود که ما به خدمت مواد در آمدیم و عنان و سکان زندگی را به دست گرفت. مواد همچون سارقی به جان ما افتاد و هر روز قسمتی از زندگی و وجودمان را به سرقت برد؛ رفتارمان غیر عادی گردید، اجبار به دروغ پیدا کردیم، از جمع خانواده و دوستان سالم، بیشتر و بیشتر فاصله گرفتیم و به هسته ی مرکزی بیماری اعتیاد که تنهایی بود نزدیکتر شدیم.
انزوا و گوشه گیری روال زندگی مان شده بود، تمام فکر و ذکرمان تهیه مواد و مصرف شده بود. جهت تهیه و مصرف مواد که از عزیزترین کسانمان برایمان عزیزتر شده بود، تن به هر کاری میدادیم. هر چقدر بیشتر مصرف میکردیم، کمتر نشئه می شدیم. هر چقدر وابستگی ما به مصرف مواد بیشتر می شد، توانایی ما بی امان برای تهیه اش کمتر می شد.
رفته رفته موقعیت خانوادگی و اجتماعی خود را نیز از دست دادیم و بر مشکلاتمان افزوده می شد و برای فرار از زیر بار مشکلات، بیشتر و بیشتر مصرف میکردیم. در حالی که مصرف مواد مشکل گشا نبود. فقط قدرت حس کردن مشکلات را از ما می گرفت. ولی با تمام این تفاسیر به دلیل وجود انکار خود را معتاد نمی دانستیم. چرا که تعریفی را که برای معتاد میدانستیم برای هر کسی صدق میکرد جز خودمان. حال یا بواسطه نوع ماده مصرفی، کسانی را که مواد قویتر مصرف میکردند معتاد میدانستیم. ولی طولی نکشید اعتیادمان، ما را هم به همان مرحله رسانید. اما با آمدن به NA، به گنجینه ای از اطلاعات درست راجع به معتاد دست یافتیم. معتادان گمنام ما را از هرگونه تصوری که راجع به اعتیاد داشتیم رها ساخت.
اول از همه متوجه شدیم که اعتیاد جرم نیست، ضعف اخلاقی نیست و ما مجرم نیستیم. بلکه بیماریی داریم به نام بیماری اعتیاد که سمبلش مصرف مواد مخدر است. مواد تکمیل کنندة بیماری اعتیاد است. ما به عنوان معتاد وابستگی جسمی، روانی و روحانی نسبت به مواد داریم و امروز خود را به این خاطر معتاد معرفی میکنیم چون به یک بیماری مبتلا هستیم که فراتر از مصرف مواد مخدر می باشد و مشکل ما تنها یک وابستگی جسمی نیست و دلیل اعتیاد ما و معتاد شدن مان مواد مخدر خاصی نیست، بلکه بیماری اعتیاد است که خیلی قبل از اولین بار مصرف در ما وجود داشته است و عجز وابستگی جسمی به مواد مخدر اشکالاتی نظیر افراط و تفریط، خودخواهی، غرور، ترس، ترمز بریدن، سوء استفاده، تأیید طلبی، عدم اعتماد به نفس و … مجموعة اینها شخصیت معتاد گونة ما را تشکیل می دهند و رفتارهای معتاد گونه و اعتیاد به مواد، 2 روی یک سکه هستند. وقتی بعد از مدتی پاکی، خود را معتاد معرفی می کنیم، منظور شخصی است که همیشه در معرض خطر رفتارهای معتاد گونه قرار دارد. با شناختی که در برنامه از معتاد بدست آورده ایم به خوبی متوجه شده ایم که با قطع مصرف مواد کارمان تمام نمی شود. البته برای مهار کردن این بیماری، قطع مصرف شروع خوبی است. اما واکنشی را که ما نسبت به مواد پیدا کرده ایم، یک آلرژی و حساسیت دایمی و غیر قابل برگشتی است که حتی با قطع مصرف در دراز مدت این واکنش از بین رفتنی نیست. عبارت فلانی هستم معتاد، باعث میگردد تا یادمان نرود که از کجا آمده ایم و اعتیاد ما را به کجا کشاند و هدفمان از شرکت در جلسات معتادان گمنام چیست؟ چرا که یکی از مشکلات ما این است که دیر یاد میگیریم و زود فراموش میکنیم.

[:]

2016-07-10T21:19:38+00:00 January 13th, 2016|ayeneh-blog, Uncategorized|0 Comments

About the Author:

Leave A Comment